ارسال رایگان برای خرید بالای ۵۰۰ هزار تومان
قهوه برای کسب‌وکار

منوی کافه؛ چند نوع قهوه کافی است

۱۵ تا ۱۸ نوشیدنی، ۳ تا ۵ دان، و هرس فصلی با ماتریس ستاره و سگ

کافی‌شاپ معمولی با ۱۵ تا ۱۸ نوشیدنی قهوه‌ای راه می‌افتد و با ۳ تا ۵ نوع دان. بالای ۲۵ خط، سفارش کند می‌شود و موجودی می‌پوسد. هسته را روی اسپرسو و نوشیدنی‌های شیری ببند و بقیه را هر فصل با داده‌ی فروش هرس کن. منوی کوتاه‌تر بهتر اجرا می‌شود.

پیشخوان کافه با دستگاه اسپرسو و فضای آماده‌سازی نوشیدنی
منوی شلوغ یعنی همین پیشخوان شلوغ‌تر؛ هر خط اضافه یک مهارت و یک موجودی تازه می‌خواهد.Pixabay / Pexels

چند نوشیدنی روی منو کافی است

جواب کوتاه: از کوچک شروع کن. راهنمای Bellwether برای کافه‌ی کوچک ۱۲ تا ۱۸ نوشیدنی می‌گوید؛ کافه‌ی استاندارد ۱۸ تا ۲۵. Menubly هم بازه‌ی موفق را حدود ۱۵ تا ۲۵ نوشیدنی و ۸ تا ۱۲ قلم غذا می‌داند. بالای ۳۰ نوشیدنی معمولاً علامت هشدار است، نه نشانه‌ی تنوع.

این عددها از روان‌شناسی انتخاب هم پشتیبانی می‌شوند. در آزمایش ایینگر و لپر (۲۰۰۰)، وقتی ۶ طعم مربا روی میز بود حدود ۳۰ درصد خرید کردند؛ با ۲۴ طعم فقط ۳ درصد. مردم اول جذب گزینه‌ی زیاد می‌شوند، بعد از تصمیم می‌ترسند و می‌روند.

هنوز نمی‌دانی مشتری محله‌ات کیست؟ با ۱۲ تا ۱۵ خط باز کن. بعد از سه ماه فروش واقعی یکی دو خط اضافه کن، نه برعکس.

چرا این سقف مهم است؟ چون هر خط اضافه یعنی یک دستور تازه، یک قلم موجودی تازه، و یک جای اشتباه در شلوغی پیک. باریستای تازه‌کار با هشت دستور پایدار بهتر کار می‌کند تا با بیست دستور نصفه.

خرید بعد از ۶ گزینه (آزمایش مربا)۳۰درصد
خرید بعد از ۲۴ گزینه۳درصد
بازه‌ی پیشنهادی نوشیدنی کافه‌ی کوچک۱۲ تا ۱۸قلم

کدام قهوه‌ها هسته‌ی منو هستند

هسته یعنی چیزی که بدون آن کافه قهوه نیست. بازار ایران این پنج‌تا را اول می‌شناسد:

  1. اسپرسو (تک و دبل)
  2. آمریکانو
  3. کاپوچینو
  4. لاته
  5. یک فیلتر ساده (دمی یا پوراوور)

بعد از این‌ها، اگر جا داری: موکا، فلت‌وایت، آیس‌لاته، کلدبرو. سیروپ و طعم‌دار را به‌عنوان افزودنی بفروش، نه به‌عنوان ده خط جدا. هر سیروپ که خط منو می‌سازد، موجودی و آموزش و دورریز می‌سازد.

فرق لاته و کاپوچینو را روی تخته روشن بنویس؛ یکی دو کلمه کافی است. خیلی از مشتری‌ها اسم را بلدند ولی نسبت شیر و فوم را نمی‌دانند. بدون آن دو کلمه، باریستا وسط صف توضیح می‌دهد و سرعت می‌افتد.

سطح منوچه چیزی باشدچه چیزی ننویس
هستهاسپرسو، آمریکانو، کاپوچینو، لاته، یک فیلترده نوع لاته طعم‌دار جدا
لایه‌ی دومموکا، فلت‌وایت، آیس، کلدبرونوشیدنی‌ای که فقط خودت بلدی
فصلییکی دو اسپشیال ماهمنوی ثابت فصلی که هیچ‌وقت حذف نمی‌شود
اگر فقط هسته را درست اجرا کنی، مشتری همان را سفارش می‌دهد و صف کوتاه‌تر می‌ماند.

موضع روشن: کافه‌ی تازه‌کار معمولاً با لاته و کاپوچینو حجم می‌گیرد. اسپرسوی خالص کمتر فروخته می‌شود ولی اعتبار منو را نگه می‌دارد؛ حذفش نکن. نوشیدنی‌های عجیب با سه سیروپ و خامه را تا وقتی هسته پایدار نشده روی تخته ننویس.

کلدبرو مال وقتی است که یخچال و ظرف و زمان دم‌آوری سرد را داری. نوشیدنی کندپخت روی منوی شلوغ، اول خودش را خراب می‌کند بعد اعتبار کافه را.

چند فنجان نوشیدنی اسپرسوپایه روی پیشخوان کافه
لاته و کاپوچینو معمولاً حجم فروش را می‌سازند؛ اسپرسو اعتبار منو را.Pixabay / Max_Dormann

اگر حساب هزینه‌ی هر فنجان برایت مبهم است، اول هزینه‌ی هر فنجان را جمع کن، بعد قیمت منو را بنویس. منوی زیبا بدون حساب شات، فقط حدس است.

چند نوع دان روی پیشخوان

اینجا خیلی‌ها اشتباه می‌کنند. فکر می‌کنند هرچه مبدا بیشتر، کافه تخصصی‌تر به نظر می‌رسد. Bellwether می‌گوید حداقل یک یا دو دان (میکس خانه و یک ویژه‌)، معمول ۳ تا ۵، و سقف عملیاتی حدود ۶ تا ۸. بعد از آن پیچیدگی آموزش و موجودی بدون سود متناسب بالا می‌رود.

پیشنهاد عملی برای شروع:

  • یک میکس اسپرسوی خانه (عربیکا یا میکس عربیکا-روبوستا)
  • یک تک‌خاستگاه برای فیلتر یا ویژه‌ی ماه
  • یک دکاف اگر مشتری می‌خواهد (وگرنه نه)

همین سه خط روی تخته کافی است. میکس خانه باید همیشه باشد؛ تک‌خاستگاه را بچرخان. روبوستای خالص را فقط وقتی نگه دار که مشتری اسپرسوی تلخ و پرکافئین بخواهد. منوی شیری با میکس متعادل‌تر بهتر جواب می‌دهد.

تک‌خاستگاه را ماهانه عوض کن، نه هفتگی. تغییر هفتگی یعنی باریستا هنوز طعم را نشناخته، تنظیم آسیاب عوض می‌شود و شکایت مشتری شروع می‌شود. یک ماه برای یادگیری و فروش کافی است؛ بعد برو سراغ مبدا بعدی.

دکاف فقط وقتی روی تخته بماند که هفته‌ای چند نفر بپرسند. دان دکاف که ماه‌ها در قفسه می‌ماند، هم پول خوابیده است هم طعم ضعیف. سفارش ویژه برای دکاف بهتر از خط ثابتی است که کسی نمی‌خرد.

حجم خرید و انتخاب تامین‌کننده را در راهنمای خرید عمده برای کافه ببین. منوی کوتاه بدون تامین پایدار معنی ندارد.

ماتریس منو؛ ستاره و سگ

هر قلم منو را روی دو محور بگذار: چقدر فروخته می‌شود، و بعد از کم کردن هزینه‌ی ماده چقدر برایت می‌ماند. چهار خانه درمی‌آید. این ماتریس مال کازاوانا و اسمیت است، اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰.

ستاره: محبوب و سودآوراسب‌کار: محبوب کم‌سودمعما: سودآور کم‌فروشسگ: نه محبوب نه سودآور
خانهدر گزارش سه‌ماهه‌ی صندوقکار تو
ستارهبالای میانگین فروش، بالای میانگین حاشیهجایش را روی تخته برجسته کن؛ دست نزن
اسب‌کاربالای میانگین فروش، زیر میانگین حاشیهقیمت را کمی بالا ببر یا اندازه‌ی سرو را اصلاح کن
معمازیر میانگین فروش، بالای میانگین حاشیهاسم و جای منو را عوض کن؛ باریستا پیشنهادش بدهد
سگزیر هر دو میانگینحذف کن مگر نقش استراتژیک داشته باشد
ماتریس بدون داده از صندوق حدس است؛ سه ماه فروش واقعی لازم است.

کار عملی این است: از صندوق تعداد فروش هر نوشیدنی را در سه ماه بگیر. هزینه‌ی ماده (دان، شیر، سیروپ) را از قیمت کم کن و از هر دو ستون یک میانگین بگیر. بدون این دو عدد، هر بحثی درباره‌ی «منوی خوب» سلیقه است.

مشاورانی مثل ByFlorr می‌گویند اغلب کافه‌ها ۷ تا ۱۰ قلم «سگ» روی منو نگه می‌دارند که فقط فضا و موجودی می‌خورند. یک گزارش موردی آن‌ها از کاهش ۳۲ نوشیدنی به ۱۸، افزایش حدود ۳۴ درصد سود کلی را نقل می‌کند. این یک کافه است، نه قانون فیزیک؛ ولی مسیر درست را نشان می‌دهد: کوتاه‌کردن منو می‌تواند سود را بالا ببرد، نه پایین.

اسب‌کار را حذف نکن. لاته اگر پرفروش و کم‌حاشیه است، اول قیمت یا اندازه‌ی سرو را اصلاح کن. برداشتن پرفروش‌ترین قلم فقط به‌خاطر حاشیه کم، مشتری وفادار را عصبانی می‌کند.

پیشخوان کافه با منو و فضای سفارش مشتری
هر خط منو که کسی سفارش نمی‌دهد، هنوز جا روی تخته و جا در انبار می‌گیرد.Pixabay / StockSnap

چیدمان منو و خستگی تصمیم

حتی با ۱۵ قلم، چیدمان غلط مشتری را گیج می‌کند. WebstaurantStore می‌گوید مهمان معمولاً زیر دو دقیقه منو را ورق می‌زند و در هر بخش بهتر است ۵ تا ۷ گزینه باشد. بالای ۷ تا ۱۰ در یک دسته، تصمیم سخت می‌شود و مشتری به «همان همیشگی» پناه می‌برد؛ همان همیشگی اغلب کم‌حاشیه‌ترین قلم است.

بخش‌ها را جدا کن: اسپرسوپایه، شیری، سرد، فیلتر. داخل هر بخش بیش از هفت خط نگذار. سیروپ را زیرعنوان «افزودنی» بگذار؛ لیست طعم‌ها را داخل هسته قاطی نکن.

قیمت را بدون واحد پول و بدون ردیف نقطه‌چین بنویس تا چشم روی عدد قفل نشود. اسم دقیق هم بهتر از اسم مبهم می‌فروشد: «لاته‌ی وانیل خانه» در برابر «لاته + سیروپ».

روی منوی دیواری، فونت خوانا و فاصله‌ی سفید از طرح شلوغ مهم‌تر است. تخته‌ای که همه‌جایش پر است، مشتری را وادار می‌کند همان سه اسم آشنا را بخواند و ستاره‌ها را نبیند.

تخته‌ی منوی کافه با فهرست نوشیدنی‌ها
تخته‌ی خلوت سفارش را سریع‌تر می‌کند؛ مشتری کمتر می‌پرسد «چی خوبه؟».Pexels / Brigitte Tohm

منو را فصلی کوتاه نگه دار

منوی ثابت را قفل کن؛ فصلی را بچرخان. یک الگوی رایج در منابع کافه: حدود ۱۰ تا ۱۲ هسته‌ی ثابت، دو یا سه اسپشیال ماهانه. اسپشیال یعنی موجودی محدود، نه خطی که تا ابد روی تخته می‌ماند.

هر سه ماه یک بار منو را با صندوق چک کن. قلمی که در سه ماه زیر میانگین فروش و زیر میانگین حاشیه بوده، نامزد حذف است. اگر حذفش مشتری خاص را عصبانی می‌کند، نگهش دار؛ وگرنه جایش را به یک اسپشیال تازه بده.

فصل تابستان جای آیس و کلدبرو است؛ زمستان جای موکا و نوشیدنی گرم‌تر. اسپشیال را با موجودی همان فصل بساز، نه با ده ماده‌ی کمیاب که فقط تو بلدی از کجا بخری. ماده که گیر نیاید، اسپشیال می‌میرد و تخته دروغ می‌گوید.

خط تازه را با سه پرسش فیلتر کن. باریستا در پیک می‌تواند درستش کند؟ موجودی‌اش تا آخر ماه زنده می‌ماند؟ حاشیه از میانگین منو بالاتر است؟ یکی از سه جواب نه بود، خط را ننویس.

کافه‌ای که بیست نوع لاته دارد معمولاً هیچ‌کدام را عالی درست نمی‌کند. کافه‌ای که پنج نوشیدنی را هر روز یکسان درمی‌آورد، صف و سود پایدار می‌سازد. منوی کوتاه‌تر، کار سخت‌تر روی کیفیت است؛ نه کار کمتر.

سوالات پرتکرار

برای راه‌اندازی کافه چند نوع قهوه روی منو بگذارم؟
با ۱۲ تا ۱۵ نوشیدنی قهوه‌ای شروع کن و سقف را نزدیک ۱۸ نگه دار. هسته اسپرسو، آمریکانو، کاپوچینو، لاته و یک فیلتر است؛ بقیه را بعد از دیدن فروش واقعی اضافه کن.
چند نوع دان برای کافی‌شاپ کافی است؟
۳ تا ۵ نوع کافی است: یک میکس اسپرسوی خانه، یک تک‌خاستگاه چرخشی، و در صورت نیاز دکاف. بیش از ۶ تا ۸ مبدا معمولاً موجودی و آموزش را بدون سود متناسب سنگین می‌کند.
نوشیدنی طعم‌دار را جدا بنویسم یا افزودنی؟
افزودنی. سیروپ را به لاته یا آمریکانو اضافه کن، نه اینکه ده خط جدا روی تخته بسازی. هر خط جدا موجودی و دورریز می‌سازد.
کی یک قلم را از منو حذف کنم؟
سه ماه زیر میانگین فروش و زیر میانگین حاشیه، و بدون نقش استراتژیک؟ حذفش کن. ماتریس ستاره و سگ برای همین است.
منابع
  1. Iyengar & Lepper, When Choice is Demotivating (2000)
  2. Bellwether Coffee, Coffee Menu Guide
  3. Menubly, How to create a perfect coffee shop menu
  4. WebstaurantStore, Menu Engineering & Psychology
  5. Kasavana & Smith menu engineering matrix (1982)
  6. ByFlorr, Menu Engineering For Coffee Shops
به یک قهوه‌دوست بفرست: